یونس لیثی دریلو
جمعی از فعاالن و رهبران فرقه دمکرات آذربایجان، زیر عکس ستارخان، خیابانی، باقرخان و حیدرخان عمواوغلی، منبع: ویکپدیا ۲۱آذر ۱۴۰۴ |
77 سال پیش ( 1324 ) در چنین روز هایی تعدادی از روشنفکران، سیاست ورزان، ملی گرایان و زحمتکشان آذربایجان که بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی، فقر و بدبختی و ظلم و ستم استبداد را مشاهده می کردند به این فکر افتادند که باید از این شرایط اسفبار و اسفاک رها شوند و توده های مردم را در گستره آذربایجان نجات دهند. برخی از آنان تجربه کافی از جنبش های تاریخی آذربایجان داشتند و با تشکل هائیکه بعد از 3 شهریور ( ورود نیرو های متفق به کشور ) به همت روشنفکران و زحمتکشان تشکیل شده بودند، همکاری می کردند ولی این تشکل ها بیشتر بعلت عدم ارتباط با توده های مردم بویژه روستائیان و دهقانان نتوانستند موفقیت چشمگیری در آن مرحله بدست آورند، در نتیجه گرفتار فعالیت های روشفکری شده به محفل های دوستانه تبدیل شدند
بعد از برگزاری پلنوم شانزدهم حزب توده ایران در شهر لایبزیک آلمان دمکراتیک به تاریخ 8 اسفند 1357 ( 27 فوریه 1979 ) و تثبیت جایگاه « کیانوری » به عنوان دبیر اول حزب، شرایط نوینی بر حزب حاکم شد، اتقلاب در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسیده بود، فردای آن روز ( 23 بهمن ) حزب توده ایران با صدور بیانیه ای در پاریس خواهان فعالیت سیاسی و تشکیلاتی در ایران شد و حمایت خود از انقلاب به رهبری « خمینی » را اعلام کرد، پلنوم شانزدهم تصمیم گرفته بود که رهبری حزب را به داخل کشور منتقل کند، از اسفند همان سال روزنامه « مردم » ارگان حزب انتشار خود را در ایران آغاز کرده بود و همزمان « گروه نوید » که فعالانه در انقلاب شرکت کرده بود به فعالیت خود ادامه می داد، « رحمان هاتفی » که معاون سردبیر (امیر طاهری ) روزنامه کیهان بود
رشد اقتصادی کشور در دهه 40 خورشیدی که با درآمد های روز افزون نفت همراه بود تغییرات مهمی در ساختار اجتماعی بوجود آورد، شهر نشینی افزایش یافت، مشارکت استان های دوردست در اقتصاد و گسترش بازار، میزان تولید ناخالص داخلی را بالا برد، توده های جوان در پی جویای کار در کارخانه ها و موسسات تازه تاسیس به سوی شهر های بزرگ بویژه تهران سرازیر شدند که بخش مهمی از آنان در حاشیه شهر ها با امکانات رفاهی اندک ساکن شدند، دیوانسالاری، بوروکراسی، هزینه های نظامی همراه با تاسیس پادگان های جدید در استان های پیرامونی و تشکیلات امنیتی گسترش و افزایش یافت، برخی از اصناف و مشاغل با درآمد های رو به افزایش به طبقه متوسط اجتماعی و اقتصادی پیوستند، در نتیجه طبقه جدید شهری و متوسط متورم شد، ولی هم زمان رشد ناموزون اقتصادی در مناطق گوناگون کشور فاصله طبقاتی بین مردم و مناطق را به شدت افزایش داد
در حالیکه پروژه وحدت حزب توده ایران با فرقه دمکرات آذربایجان بعد از برگزاری پلنوم وسیع هفتم از سوی هر دو سازمان به پیش می رفت و تلاش می شد که اختلافات موجود برطرف شود ولی عوامل و افراد مخالف این وحدت همچنان مشغول فعالیت و تفرقه انگیزی بودند، در هر فرصتی به گفتار خود پیرامون چگونگی تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان و اهداف آن می پرداختند که گاهی سخنان یکدیگر را به دفعات تکرار می کردند غلام یحیی دانشیان به جلسات حوزه های مسکو که بیشتر در مدرسه حزبی برگزار می شد اشاره می کند و می نویسد : عده ای از توده ای ها حرف زدن علیه فرقه دمکرات آذربایجان و علیه وحدت دو حزب و همچنین علیه نگه داشتن اسم فرقه را برای خود به نوعی عادت روزانه تبدیل کرده بودند و با این غرض ورزیها شب و روز خود را مشغول می کردند ( خاطرات غلام یحیی دانشیان، ترجمه صمد نیکنام، ص 189 ).
سال ها پیش از برگزاری پلنوم وسیع هفتم حزب توده ایران در مسکو، نامه های زیادی از سوی کمیته مرکزی حزب توده ایران به مرکزیت حزب کمونیست اتحاد شوروی نوشته شده و در آن نامه ها به ضرورت وحدت حزب و فرقه تاکید شده بود و حتی گفته شده بود که فعالیت حزب توده ایران در آذربایجان با وجود و فعالیت های زیزمینی فرقه دمکرات آذربایجان دچار مشکل می شود. به نظر می رسد که حزب ارزیابی درستی از آذربایجان نداشت و به رابطه عاطفی و دلبستگی مردم آذربایجان به فرقه و عملکرد حکومت ملی در یک سال توجه کافی نمی کرد. حکومت ملی و تشکیل دولت در آذربایجان ستم دیده، نقطه عطفی در تاریخ آذربایجان محسوب می شد، آن را نباید به اشتباه فعالیت زیر زمینی فرقه تصور کرد و یا تا این حد پائین آورد، از آن گذشته باید یادآور شد که در این مدت ( حکومت یک ساله ) مردم آذربایجان براستی طعم لذت بخش آزادی، هویت ملی و توسعه اقتصادی را بدست خود چشیده و آن را احساس کرده بودند.
با کودتای 28 مرداد 1332 دوران جدیدی در سیاست، اقتصاد و روابط خارجی ایران با دنیای غرب بویزه ایالات متحده آمریکا آغاز شد، فعالیت های پنهان و مداخلات های سیاسی و اقتصادی ایالات متحده در ایران آشکار تر و نمایان تر شد. فضل اله زاهدی از همان روز تخست کودتا دولت نظامی خود را تشکیل داد، زاهدی هیچگونه آگاهی و آشنایی با سیاست و اقتصاد نداشت و بیشتر عمر خود را به خوش گذرانی مشغول بود، تنها خواست و آرزویش مبارزه بی امان با نیرو های مترقی بویژه حزب توده ایران و جنبش های ملی در آذربایجان و کردستان بود، در این راستا دولت خود را با مقامات نظامی و امنیتی تشکیل داد، تیمسار « علوی مقدم » را به ریاست شهربانی، « تیمور بختیار » را به فرماندهی لشگر 2 زرهی و تیمسار « باتمانقلیج » را به ریاست ستاد ارتش برگزید تا به آرزوهای خود در راستای سرکوب نیرو های مترقی سرعت ببخشد.
دولت قوام السلطنه بعد از اجرای نقشه مخرب و ویرانگر خود در آذربایجان در 5 دیماه 1326 سقوط کرد و جای خود را به به ابراهیم حکیمی ( حکیم الملک ) سپرد. حکیمی از وزارت دربار به این سمت برگزیده شد و دولت متمایل به انگلیس خود را تشکیل داد، حکیم آذربایجانی بود و با تقی زاده در فعالیت های مشروطه خواهی شرکت کرده بود ولی هیچگونه اقدامی برای پایان دادن به قدرت و سرکوب نظامی ها در آذربایجان نکرد و همان سیاست تهران را پیش برد، دولت حکیم چند ماهی بیشتر دوام نیآورد و در 25 خرداد 1327 به پایان رسید، در پی آن « عبدالحسین هژیر » دولت خود را تشکیل داد و آنهم تا 25 آبانماه همان سال ادامه یافت تا نوبت بار دیگر به یک آذربایجانی دیگر « محمد ساعد مراغه ای » رسید. تنش در تهران عمر دولت ها را کوتاه می کرد و اقتصاد کشور را به ویرانی بیشتر می کشاند، اوضاع در آذربایجان با حکومت نظامی حاکم بر آن به مراتب بیشتر از سایر مناطق کشور تیره و تار بود.
حکومت ملی آذربایجان زیر شدید ترین فشار های اقتصادی که از مرکز تحمیل می شد مقاومت می کرد، برخی از روشنفکران و روزنامه نگاران که رخداد های کشور را زیر نظر داشتند و آن را با مواضع و برداشت های خود تفسیر می کردند، به دفاع از نهضت آذربایجان پرداختند که خواهان رهایی دهقانان زجر کشیده از ظلم و ستم ژاندارم و مالک بود « حسن صدر » مدیر روزنامه قیام ایران در مقاله ای نوشت: نهضت آذربایجان بر یک مبنای انسانی و نجات میلیون ها بشر محروم از ظلم است، فرقه دمکرات آذربایجان به مردم تیره روز آذربایجان گفت که ما قصد نجات شما را از این همه ظلم و فشار و تعدی و فساد داریم و مردمی که در آتش بدبختی و حرمان می سوختند از این ندا استقبال کردند ( قیام ایران، شماره 383 سرمقاله ) و سرمقاله نویس روزنامه « جبهه » ارگان حزب ایران نوشت: