Sep 20, 2026

طریقت، سیاست، تجارت (امام باییلدی*)

اوغور مومجو - ترجمه: س. حاتملوی 


 توضیح مترجم:

«اوغور مومجو» زاده ی اوت ۱۹۴۲ یکی از ژورنالیست های شناخته شده ی ترکیه بود که بعد از ترورش به سمبل روزنامه نگاری متعهد و غیر قابل خرید کشور ترکیه بدل شد. امروزه در بعضی از شهرهای بزرگ ترکیه مجسمه های او برافراشته و ستون های یادبودی به نام او بر پا شده اند.

حیطه ی کار روزنامه نگاری اوغور مومجو در کنار سیاست روز ترکیه، سیستم مافیائی پیچیده ی موجود در کشور، ساز و کار و عملکرد دولتهای حاکم، تجارت و قاچاق گسترده ی اسلحه، مسئله ی کردها و کارکرد سیستم اطلاعات و امنیت کشور بود.

اوغور مومجو سالیان زیادی یکی از ستون نویس های روزنامه ی «جمهوریت» نزدیک به «حزب جمهوریخواه خلق» بود.

نوشته ی زیرین را از کتاب «طریقت، سیاست، تجارت» اوغور مومجو انتخاب کرده ام که مجموعه ای از آخرین مقالات او را که در آخرین سالهای زندگی اش نوشته در بر می گیرد. بعد از ترور مومجو، کتاب دهها بار و هر بار در تیراژی بسیار وسیع چاپ شده است.

مومجو کتاب را به خاطره ی ژورنالیست مشهور در گذشته ی ترکیه «اؤرسان اؤیمن» تقدیم کرده است.

مومجو در ژانویه ی ۱۹۹۳ هنگام سوار شدن به اتومبیل اش توسط بمبی که در آن کار گذاشته شده بود، کشته شد.

همانگونه که در ترکیه مرسوم است همانند دهها قتل سیاسی دیگر قتل اوغور مومجو نیز ابتدا جزو قتل هائی با «فاعل مجهول» رده بندی شد ولی خانواده ی مومجو و دوایر مترقی کشور با پی گیری های خستگی ناپذیر از مشمول مرور زمان شدن این قتل جلوگیری کرده و با خارج کردن پرونده از وضعیت «فاعل مجهول» حتی در سال ۲۰۲۶ این پرونده را به صحن پارلمان ترکیه برده و دوباره آنرا در صدر اخبار کشور قرار دادند.

در تمامی این سالها در باره ی علت ترور اوغور مومجو فرضیه ها و شایعات مختلفی وجود دارد. از جمله:

- اوغور مومجو مدت زمانی کوتاه قبل از کشته شدنش در حال کار روی پروژه ای بود که موضوع آن رابطه ی مبارزه ی کردهای ترکیه، تجارت اسلحه و تشکیلات اطلاعات و امنیت کشور بود. همچنین او گفته بود که در حال کار روی پروژه ای است که در آن به رابطه ی سازمانهای سیا، موساد، بارزانی و بعضی دوایر سیاسی ترکیه خواهد پرداخت.

- در جریان محاکمه ی چند نفر از اعضای گروههای اسلام گرای «توحید اسلام» و «ارتش قدس» در ترکیه دو نفر به جرم ساختن بمب و کار گذاشتن آن محکوم به حبس ابد شدند. در جریان محاکمه، ادعای وابستگی این دو به رژیم ایران به میان آمد و اینکه این دو در ایران دوره های خرابکاری دیده و ترور مومجو را به دستور حکومت اسلامی ایران انجام داده اند.

- ولی با توجه به فاکت های متعدد دیگر و حیطه ی کار ژورنالیستی اوغور مومجو که اساسا موضوعات مربوط به جمهوری ترکیه و جامعه ی آنرا در بر می گرفت، خانواده ی اوغور مومجو، افکار عمومی ترکیه، روزنامه نگاران و سازمان های حقوق بشری نه تنها قانع نشدند بلکه در باره ی این ترور تئوری هائی مانند دست داشتن سازمانهای اطلاعاتی کشور ترکیه، اسرائیل، ایالات متحده ی آمریکا، سازمان های پ.ک.ک، حزب الله ترکیه، بعضی دوایر اولتراناسیونالیستی ترک و حتی شبکه ی موسوم به «دولت پنهان ترکیه» به شدت مطرح و هنوز هم  بازارشان گرم است.

امروزه با گذشت سی و سه سال از ترور اوغور مومجو و سالها تحقیق و پژوهش در این مورد هنوز هم به صورت قطعی نمی توان گفت که در پشت قتل ژورنالیست مشهور ترکیه کدام دولت و یا سازمانی خوابیده است ولی با خواندن آخرین مقالات اوغور مومجو می توان دید که آتش توپخانه ی نقد و افشاگریهای او نه تنها دینداران تقلبی که با تحصیل ثروتهای نجومی از راههای غیر قانونی و مافیائی رشته های اداره ی ارکان اصلی کشور را در دست دارند بلکه بیشتر از آنها طرفداران تقلبی مصطفی کمال آتاتورک که با پنهان شدن پشت نام او برای حفظ حاکمیت و امتیازهایشان با اسلامگرایان دروغین در حال ساخت و پاخت هستند، را مورد هدف قرار می دهد.

با خواندن این نوشته می توان دید صرف نظر از اینکه دستور قتل اوغور مومجو از طرف چه کسی و یا چه دولتی صادر شده باشد، اوغور مومجو با قلم و فعالیت های ژورنالیستی خود آب در خوابگه مورچگان ریخته بود و با از بین رفتن او کسانی که جمهوری ترکیه را ملک طلق خود می دانند، از دست یک دشمن جدی، مزاحم و موی دماغ خلاصی پیدا کردند. همچنین ترور مومجو را می توان به عنوان اخطاری برای روزنامه نگاران متعهد دانست که دیگر انگشت در سوراخ مورچگان نکنند.

و سخن آخرین اینکه، خواننده ی ایرانی این مطلب آنرا همچون آینه ای خواهد دید که تصویر کشورش و مافیای اسلامی حاکم بر آن در سطر سطر آن نقش بسته است. انگار اوغور مومجو این نوشته را نه برای کشور جمهوری ترکیه بلکه برای کشور جمهوری اسلامی ایران نوشته بود.

مترجم با ترجمه ی این نوشته، یاد و خاطره ی ژورنالیست شجاع، با وجدان و غیر قابل خرید «اوغور مومجو» را گرامی می دارد.

(خاتمه ی توضیح مترجم)

 

طریقت، سیاست، تجارت

(امام باییلدی)

 

هر چیزی می تواند تقلبی باشد. ...

پولِ تقلبی... تابلوی تقلبی... طلا، نقره و حتی الماس تقلبی هم وجود دارند. ... خلاصه، از هر چیزی می تواند نوعِ تقلبی آن وجود داشته باشد!...

خوب پس چرا نباید دین و ایدئولوژی تقلبی وجود نداشته باشند؟

البته که وجود دارند. مگر می شود دین و ایدئولوژی هم تقلبی نباشند؟

دینِ تقلبی، همانی است که با سیاست عجین و بخشی از آن شده است. وقتی که احساسات دینی و مفاهیم مقدسِ مرتبط با آن آلت دست سیاست قرار بگیرد، آن دین بیشتر از امری قدسی و مذهبی، بدل به ابزاری در دست سیاست می شود. ...

و اینگونه سیاست بدل به تجارت، تجارت بدل به سیاست و دین نیز ابزاری برای هر دو می شود. دیگر پایانی بر این فلاکت متصور نیست. ...

تجار دین را ببینید، تقریباً بدون استثنا میلیاردر هستند؛ نه میلیاردر لیر (ترکیه)، بلکه بیشترشان میلیاردر دلار و مارک*. ...

وه که چقدر آسان است... یک «بسم‌الله» بگو و پول‌ها به سوی تو سرازیر می شوند. ...

مؤسسات مالی، شرکت‌ها و میلیاردهایی که از طریق این مؤسسات و شرکت‌ها به دست آمده‌اند. ...

الحمدلله که مسلمان هستیم!...

الحمدلله که میلیاردر هستیم!...

یک دستمان در کاسه ی سیاست، دست دیگرمان در کاسه ی تجارت و پاهایمان نیز استوار بر زمین «طریقت ‌ها*». ...

همچون مثلثی است. ... مثلثِ تجارت، سیاست و طریقت. ...

اینها بخش شیادانِ دیندار هستند که خونِ مسلمانانِ فقیر و درمانده را می‌مکند. ... اینها استثمارگرانِ باورهای دینی هستند. ...

هرچه بیشتر این مدعیان دروغین دین در جامعه عرض اندام می کنند، همانقدر بهتر درک می کنیم که اصل لائیسیته ی آتاتورک تا چه اندازه سودمند و ضروری است.

چه کسی با آنها به جدال بر خواهد خاست؟

اصل لائیسیته، غنیمتی نیست که «آتاتورکچی های تقلبی» و «مسلمانان تقلبی» بخواهند بین خودشان تقسیم بکنند. ...

یک آتاتورکچی در وحله ی اول باید ‌«انقلابی»، نوگرا و دموکرات باشد. ...

در میدان سیاست با امتیاز دادن و سازشکاری نمی توان آتاتورکچی باقی ماند. ...

با چانه زدنهای معامله‌گرانه و سازشکارانه نیز نمی توان به هیچ وجه از اصل لائیسیته دفاع کرد. ...

و با سد کردن راه مخالفین و جلوگیری از هر امری که مطلوب شما نیست نیز نمی توان این کار را پیش برد.

در یک طرف مسلمانان قلابی، تاجران دین، استثمارگرانِ باورهای دینی که یک دست شان در کاسه ی سیاست، دست دیگرشان در کاسه ی تجارت و پاهایشان نیز استوار بر زمین «طریقت ‌ها» در حال جولان دادن هستند. ...

و در طرف دیگر «آتاتورکچی های ‌قلابی» ... که هرگاه منافعشان اقتضا بکند، دست به دست همین مسلمانان قلابی می دهند، با آنها روبوسی می کنند و در میدان سیاست، اینها هوای آنها و آنها نیز هوای اینها را دارند.

و گمان می‌کنند سد کردن راه مخالفین و ممنوع کردن هر چیزی که مطلوب آنها نیست و به رخ کشیدن برتری ظاهری و اهن تلپ بی پایه شان می تواند دلیلی بر آتاتورکچی بودن آنها باشد. ...

آنهائی که در مقابله با مرتجعین متعصبی که در ظاهر و باطن شان با صاحبان سرمایه و نفوذ اقتصادی و سیاسی عجین و یکی شده اند، خفه خون می گیرند ولی در مقابل مسلمانِ فقیر، بی‌کس و نیازمند، ادای آتاتورکچی بودن در می آوردند. ...

در یک طرف «آتاتورکچی های ‌قلابی» و در طرف دیگر «مسلمانان قلابی». ...

برای دفاع از اصل لائیسیته، باید همانند آتاتورک جسور و شجاع و همچون او ایمانی استوار و راسخ داشت. ...

نه مانند پیروان دروغین او - که ادعای ادامه ی راه او را دارند - ترسو، مردد و فاقد هر گونه مرام و اعتقاد. ...

اول مارس ۱۹۸۷

 

*(توضیحات مترجم):

- تیتر اصلی مقاله در کتاب «امام باییلدی» (امام غش کرد) است. امام باییلدی غذائی مرسوم در کشور ترکیه که از بادمجان، پیاز، گوجه فرنگی، سیر و روغن زیتون درست می شود. در آذربایجان (ایران) به این غذا «قارنی یاریق» (شکم پاره) می گویند که فرقش با امام باییلدی استفاده از گوشت چرخ کرده در محتویات آن است. مترجم در جزیره ی کرت یونان نیز غذای مشابهی به همین نام دیده است که باید یادگار دوران امپراطوری عثمانی و اشغال جزیره توسط آنها باشد.

وجه تسمیه ی این غذا به دوران امپراطوری عثمانی بر می گردد که بر اساس روایتی امام مسجدی اولین بار با چشیدن آن از فرط لذت غش کرده و بیهوش شده است.

«اوغور مومجو» در مقالات خود اصطلاحاتی بدیع و بعضا نامانوس برای خواننده به کار می برد و این اسم را بر وجه کنایه برای مقاله اش انتخاب کرده است. تیتر انتخابی را مترجم از اسم کتاب گرفته است.   

- مطلب قبل از رایج شدن پول اتحادیه ی اروپا یورو نوشته شده است.

- «طریقت» ها، «جماعات»، «تکیه» ها و «زاویه» ها مجامعی دینی با نفوذی در امپراطوری عثمانی بودند که از سال ۱۹۲۵ میلادی در جمهوری ترکیه اجازه ی فعالیت ندارند.

بعد از تاسیس جمهوری ترکیه و علیرغم ممنوعیت فعالیت این مجامع دینی، آنها همیشه فعال بوده و اعضا و طرفداران خود را داشته اند.

با پایان حکومت نظامیان (خونتای ژنرال «کنعان ائورن») و به قدرت رسیدن «تورگوت اوزال» در سال ۱۹۸۷ و همچنین در دوران اقتدار حزب آ.ک.پ.، دایره ی فعالیت این جماعات مذهبی وسیع تر شده است.

امروزه در ترکیه سی طریقت اصلی با حداقل چهارصد شاخه و در کنار آنها صد ها «جماعت دینی» فعالیت آکتیو دارند. از طریقت های مهم موجود می توان از «نقشنبدیه» «قادریه»، «خلوتیان»، «رفائیه»، «مولویه» و «نورجولار» نام برد.  

در سالهای اخیر تولید سریال های تلویزیونی «قیزیل غنچه لر» (Kizil Goncalar)، «عمر» (Ömer) و «آراییش» (Arayiş)، استقبال، بحث ها، انتقادها و مشاجرات مربوط به آنها در بخش های لائیک، سکولار و مذهبی جامعه ی ترکیه که بعضا حتی به صحن دادگاه ها کشیده شد، نشان می دهند که این مجامع دینی هنوز نفوذ زیادی در این کشور دارند.

در سالهای اخیر ویدئوهائی در دنیای مجازی وجود دارند که مبلغین وابسته به این جماعات در ایستگاه ها و واگن های متروهای شهرهای بزرگ چون استانبول و ازمیر در حال وعظ و تبلیغات مذهبی هستند که با اعتراض مردم و بخصوص زنان سکولار مواجه می شوند.

همچنین در سالهای اخیر فعالیت «جماعت» مربوط به «فتح اوللاه گولن» و کودتای ادعائی این «حرکت مذهبی» علیه دولت پریزیدنت طیب اردوغان که منجر به کشته و زخمی شدن دهها نفر و سرکوبهای گسترده ای - که هنوز ادامه دارد – گردید، حکایت از ابعاد نفوذ‌ این دوایر مذهبی در جامعه ی ترکیه و وابستگی های احتمالی بعضی از آنها به کشورهای خارجی از جمله ایالات متحده ی آمریکا و کشورهای اسلامی دارد.

در دوران حاکمیت حزب آ.ک.پ. رابطه ی این مجامع مذهبی با دولتهای زیر رهبری پریزیدنت اردوغان به صورت کجدار و مریز بوده است. حاکمیت آ.ک.پ. از یک طرف از رای و نفوذ این مجامع مذهبی برای پیشبرد سیاست هایش و همچنین تحکیم اقتدارش استفاده می کند و از طرف دیگر همچون مورد «جماعت گولن» در صورت لزوم با سرکوب و تضییق های موردی سعی در کنترل آنها دارد.

جریانهائی مثل «انجمن حجتیه»، «انتظاریون امام زمان»، «کانون فرهنگی مذهبی رهپویان وصال»، «حسینیه ها»، «تکیه ها»، «زاویه ها» و «هیئت های بازار» در شهرهای مختلف ایران مشابهت های زیادی با این جوامع مذهبی موجود در ترکیه دارند.  

 

No comments: