سال تحصيلى ۴۴-۴۵ بود. محصل کلاس هشتم دبيرستان سعدى تبريز بودم. معلم زبان انگليسى مان، عظيم پور بود. وى در ضمن معلم «املا فارسى» ما نيز بود. عظيم پور در آدينه مهد آزادى که صمد بهرنگى و رفقايش درمى آوردند، چيزهائى مينوشت و ترجمه هائى ميکرد. تا آنجا که يادم است، مقاله «آشنائى من با کتاب» ماکسيم گورکى را در آدينه، وى ترجمه ميکرد.
عظيم پور در ساعات «املا فارسى» که هفته اى يک ساعت داشتيم، برخلاف معلمان ديگر اين درس که معمولا از گلستان سعدى و کليله دمنه و يا از کتاب فارسى ديکته ميگفتند، از جنگهاى ادبى و مقدمه کتابها قطعه هايى را جدا ميکرد و ديکته ميگفت. قطعاتى از زندگى لافونتن، گاندى، تاگور، ابراهام لينکلن تا مقدمه فارسى «سازيمين سؤزو» و پاييز تبريز.


