ینی ایلینیز اوغورلو اولسون


Dec 31, 2017

تحولات منطقه بعد از شکست پروژه استقلال بارزانی

علی قره جه لو
همکاری عراق، ترکیه، و ایران، پروژه استقلال بارزانی و قدرت های پشت سر او را با شکست مواجه کرد.  این همکاری نشان داد که عکس العمل مشترک در مقابل تهدید های خارجی چه قدرتی می تواند داشته باشد.  این همکاری همچنین نشان داد که، منافع ملی کشورهای منطقه ماورای تمامی منافع قرار داشته و قدرت های مخالف، و رقیب را نیز می تواند در مقابل تهدید مشترک به همکاری وادارد.  ولی، این به معنای منصرف شدن قدرت های جهانی (آمریکا) و اقمار آن (اسرائیل - عربستان) از هدف های خود درمنطقه نیز نمی باشد.  زیرا منصرف شدن آمریکا بعنوان یک قدرت امپریالیستی جهانی از "پروژه خاورمیانه بزرگ" برخلاف طبیعت اشیاء است.
  از این رو همکاری دولت های منطقه و تدوین و سازماندهی یک استراتژی مشترک برای درهم شکستن اراده آمریکا و همدستان آن در رسیدن به هدف های خود، که تجزیه، تکه پاره کردن و برچیدن دولت - ملت های خاورمیانه است، یک احتیاج مبرم و حیاتی محسوب می شود.
اقدامات آمریکا بعد از شکست پروژه استقلال بارزانی
-   آمریکا بعد از شکست رفراندوم استقلال بارزانی به بهانه روابط "حشدی شعبی" با ایران، این نیرو را غیرقانونی اعلام کرده و کوشش می کند تا افکار عمومی جهان را برعلیه آن آماده کند.  حشدی شعبی نیرویی است که در آزادی موصل از داعش و کرکوک از بارزانی در جهت وحدت دوباره عراق نقش اساسی ایفا کرد.
-   گنگره آمریکا 365 میلیون دلار کمک های نظامی به پیشمرگه عراق را تصویب کرد.
-   آمریکا کمک های نظامی  و تسلیحاتی که بتواند یک ارتش 60 هزار نفری را تجهیز کند به  "پید"  PYD (شاخه  PKK در سوریه ) ارسال کرده است.
-   آمریکا در توافق با داعش،  نیروهای داعش و رهبران آنرا با خانواده هایشان از مناطقی که تحت محاصره قرار گرفته بودند (رقه -  دیرالزور در سوریه) به مناطق درگیری جدید انتقال داد.
-  مقامات رسمی آمریکا، انگلیس، فرانسه از اربیل بازدید کردند، و نهایتا "برت مک کورک" نماینده تام الاختیار آمریکا در "مبارزه" علیه سازمان های ترور به اربیل رفته و به بارزانی ها دایر بر ادامه حمایت آمریکا اطمینان خاطر داد.
آمریکا با استفاده از عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس، با استفاده از ملی گرایی عرب، و تفاوت هایی که بین شیعه گری ایران و عراق وجود دارد نفاق افکنی می کند.  چنان که "مقتدا صدر" از رهبران شیعه عراق با گرفتن مبالغ هنگفتی از عربستان، شعار دادن علیه عربستان را در نزد طرفداران خود ممنوع اعلام کرد.
-   آمریکا با اقدامات متفاوت در نزد عربستان، مصر، عمارات متحده ...و پیش کشیدن "تهدید ایران" هدف دامن زدن به اختلافات شیعه - سنی و ایجاد درگیری های مذهبی را  همچنان دنبال می کند.
اقدامات فوق، هدف آمریکا و همدستان اش در منطقه را به روشنی نشان می دهد:   ضمن تضعیف توانایی جنگی دولت مرکزی عراق، تقویت نظامی پیشمرگه و سازمان های ترور، حمایت آشکار و پنهان از نیروهای گریز از مرکز در عراق - سوریه، از طریق پایگاههای خود در این کشورها.  استفاده ی حداکثر از منابع مالی، نظامی، دیپلماتیک عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس، در جهت پی گیری دوباره پروسه جدایی کردستان عراق، و جلوگیری از پیروزی قطعی دولت مرکزی سوریه علیه سازمان های جهادی - پید، و باز کردن مسیر "کردستان بزرگ.   (1)
اختلافات و اشتباهات دولت های منطقه در مورد برخورد به طرح کردستان آمریکا
وقتی، داعش و انواع سازمان های جهادی بعنوان ابزار و کاتالیزوری برای تحقق کردستان بزرگ بکار گرفته شدند، ایران و سوریه داعش را تهدید عمده تلقی می کردند!  حتی روسیه اقدام به نوشتن قانون اساسی جدیدی برای سوریه کرد،  که در آن، نوعی خودمختاری برای کردهای سوریه (مانند عراق) در نظر گرفته شده بود!  (2) 
اشتباهات فوق سبب شد که آنها نتوانند یک استراتژی بزرگ که شامل عراق و سوریه باشد تدوین کنند، زیرا با اتحادها و همکاری های موقت سعی کردند یک استراتژی پایدار تدوین کنند، و این شبیه لباس مندرسی بود که مدام احتیاج به وصله داشت.  حتی روسیه زمانی که ترکیه در "کاراکوچ" (سوریه) مواضع "پید" PYD در سوریه را بمباران کرد، اعلام نمود که:  "ترکیه  نیرویی را مورد هدف قرار داد که با داعش می جنگد"!  مدت کوتاهی بعد از این حادثه، سخنگوی وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که:  "در مناطق رقه - دیرالزور، داعش، پید و آمریکا همکاری می کنند"!  باید دانست که آمریکا با استناد به همین بهانه و منطق و "جلوگیری از بازگشت داعش" به تحکیم پایگاه های خود در سوریه سرعت بخشیده و کمک های تسلیحاتی خود به "پید" را همچنان و بی وقفه ادامه می دهد، تا بعد از پاکسازی کامل داعش از سوریه بهانه ای برای ماندن در سوریه داشته باشد، تا بتواند سر میز مذاکره، نمدی برای پیاده نظام خود پید در سوریه (مانند بارزانستان در عراق) دست و پا کند. 
معاون وزیر خارجه سوریه "فیصل مقداد" بدرستی به اشتباهات و رقابت بین کشورهای منطقه و خطر مماشات با نیروهایی که تحت کنترل آمریکا بوده و در چارچوب استراتژی خاورمیانه ای آن نقش آفرینی می کنند اشاره می کند:   "روزی با "پید" رو در رو خواهیم شد، زیرا "پید" یعنی آمریکا.  آن روز است که دنیا خواهد دید که سوری ها هم باندازه ویتنامی ها جسور هستند".
راه حل منازعه در منطقه کدام است؟
1-  رفراندوم جدایی بارزانی که با تشویق و تحریک آمریکا - اسرائیل انجام شد، در مقابل همکاری کشورهای منطقه، و بدون نشان دادن عکس ا لعملی با شکست روبرو گردید، و  بارزانی مجبور شد تا به مرزهای قبل از 2012 عقب نشینی کند.  در واقع این همکاری تجربه بزرگی است که سبب گردید که طرح آمریکا برای استقلال کردستان عراق، یعنی حرکتی که قرار بود عراق را تجزیه کند، پیش درآمد وحدت دوباره عراق، و سبب تقویت وحدت ملی و هویت ملی عراقی  شد.   در این میان موضع گیری کنفرانس "آستانا" (آلترناتیو کنفرانس ژنو در قزاقستان) و تاکید آن بر ضرورت حفظ تمامیت ارضی سوریه، و کشورهای منطقه سبب گردید که آمریکا - اسرائیل نتوانند عکس العملی نشان دهند، لذا بارزانی را تنها گذاشتند، در این میان قدر قدرتی آمریکا ضربه ای جدی خورد. 
2-  اصولا، موفقیت در خاورمیانه، حفظ تمامیت ارضی، حاکمیت ملی، تامین صلح و امنیت کشورهای منطقه و جلوگیری از مداخلات امپریالیستی، در گرو همکاری همه جانبه، سازمان یافته و پایدار ترکیه، ایران، عراق و سوریه است.  این همکاری سبب خواهد شد که نه تنها از مداخلات امپریالیستی در جهت تکه پاره کردن، و برچیدن دولت - ملت های منطقه جلوگیری کند، بلکه چنین قدمی دولت های منطقه را در جهت ضرورت حرکت به سمت تشکیل "اتحادیه کشورهای آسیای غربی" تقویت خواهد کرد و اختلافات آنها را به نفع هدفی بزرگتر به تدریج از میان بر خواهد داشت.   بقای کشورهای منطقه، ضرورت همکاری با همسایگان را تحمیل می کند، همچنان که در داخل نیز ضرورت وحدت تمامی ملت را تحمیل می کند.  از این رو تامین آزادی های بنیادین، و بویژه اصل جدایی دین از دولت و جامعه (لائیسیسم) در وحدت ملی داخلی کشورهای منطقه نیز، امری ناگزیر است.  
3-  روشن است که برای مقابله با نقشه جدید آمریکا، تقویت توانایی جنگی دولت مرکزی عراق و نیروهایی که در عراق به مقابله علیه این نقشه برخاسته اند، یک اصل اساسی است، زیرا بر طرف کردن تهدید توسط خود دولت عراق به نفع همه کشورهای منطقه است.
4-  بایستی، از توسعه طلبی پیشمرگه به خارج از مرزهای "حکومت منطقه ای شمال عراق"، هم با تدابیر قانونی، و هم با تدابیر فیزیکی ممانعت شود. حوزه های مسئولیت آن تعریف گردد، و در میان مدت نیروهای مسلح پیشمرگه در ارتش عراق ادغام گردد.  اصولا، در یک کشور دو نیروی نظامی نمی تواند وجود داشته باشد.  زیرا پیشمرگه با حالت و وضعیت کنونی خود، نه نیرویی برای دفاع از عراق، بلکه نیرویی برای تجزیه عراق و تهدیدی علیه حاکمیت ملی و تمامیت ارضی عراق بشمار می رود.  بعلاوه، روابط درهم تنیده پیشمرگه با قدرت های امپریالیستی ایجاب می کند که  قانون اساسی جدیدی برای عراق تدوین و این امر بلحاظ حقوقی نیز تسجیل گردد.  (3)
توضیحات :
*  در مورد حجم، ارزش، و لیست کمک های نظامی آمریکا به  "پبد" در سوریه به لینک های زیر می توانید مراجعه کنید:

(1)  آمریکا بدنبال اشغال عراق اولین کاری که انجام داد انحلال ارتش عراق بود، تا عراق نتواند در آینده از خود دفاع و روی پای خود بایستد.  انحلال ارتش عراق قدم اول طرح تجزیه عراق بود.  قدم دوم تقویت نیروی نظامی پیشمرگه  و دیگر نیروهای گریز از مرکز عراق و تعلیم و تسلیح آنها بود.  نهایتا طرح تجزیه عراق تحت اشغال با تحمیل قانون اساسی آمریکا تسجیل گردید.
(2)  "حسن آتیلا اوغور"  (سرهنگ ضد اطلاعات ژاندارمری ترکیه)  که عبدالله اوجالان را بعد از دستگیری بازجویی کرده، در کتابی که تحت عنوان "عبدالله اوجالان را چگونه بازجویی کردم" منتشر کرده است، به واقعیت های تکان دهنده ای اشاره می کند.  آتیلا اوغور به تک تک کشورهایی که به PKK  کمک های تسلیحاتی، مالی، اطلاعاتی، لوجستیک و امنیتی کرده اند، از زبان عبدالله اوجالان اشاره می کند.  در راس این کشورها "متحدین" ترکیه در ناتو، از جمله انگلستان، آلمان، آمریکا، فرانسه، هلند، یونان قرار دارند!  تشکیل پکک مصادف با فروپاشی اتحاد شوروی و برطرف شدن احتیاج آمریکا به ترکیه در مبارزه علیه تهدید شوروی بود.  از آن تاریخ، ترکیه در تخته هدف آمریکا قرار گرفت، تا طبق احتیاجات استراتژیک آمریکا در خاورمیانه "طراحی" گردد.  در این رابطه PKK و FETÖ (سازمان ترور فتح الله گولن) بعنوان ابزاری، در جهت فوق، سازماندهی شده و علیه ترکیه بکار گرفته شدند. 
اوجالان در مورد روابط خود با سوریه و ایران چنین می گوید:
سوریه:  "با برادر حافظ اسد، جمیل اسد شخصا دیدار داشتیم.  در سوریه اردوگاه هایی برپا کردیم.  دولت سوریه اجازه سازماندهی به ما داده بود، و مانع تامین احتیاجات مالی ما نمی شد.  در عبور از مرز برای ما تسهیلاتی قائل می شد.  در سوریه سالیانه یک میلیون دلار در آمد داشتیم.  گاه گداری از ماشین های "مخابرات"  (سازمان اطلاعات سوریه) نیز استفاده می کردیم".
ایران:  با سعید نامی از سازمان اطلاعات ایران در ارتباط بودم.  برای ما اسلحه، موشک های سام 7 و حمایت لوجستیک تامین می کردند.  اجازه تاسیس یک بیمارستان، و سه اردوگاه تعلیماتی بما دادند.  از قاچاق اسلحه، حیوان سهمی داشتیم.  درآمد مان به اندازه درآمد مان در اروپا بود!
لیبی:  اوجالان روی کشور لیبی و شخص معمر قذافی تاکید می کند، او می گوید، تنها کشور منطقه ای که بما کمک نکرد، و هیچ وقت روی خوش بما نشان نداد، لیبی و شخص معمر قذافی بود!

(3)  رفعت باللی مفسر مسائل خاورمیانه روزنامه "آیدینلیک"  در مقاله ای تحت عنوان: "بارزانستان:  پیشمرگه کمپانی سیاسی:  افسانه فرو پاشید".   در مورد ماهیت نیروی پیشمرگه می نویسد: 
"از سال 1992 در شمال عراق یک منطقه فدرال وجود دارد، که از سهم نفت عراق 17% دریافت می کند.  به این دلیل احزاب کردی دستگاهی برای خود بهم زدند.  فقط، این دستگاه، یک دستگاه دولتی نبود، بلکه سازمانی برای تقسیم پول بود.  همه از ارتش مالکی انتقاد می کردند که نتوانست بجنگد. کی می گفت پیشمرگه می تواند بجنگد؟  ولی دیدیم که پیشمرگه نتوانست بجنگد، چرا؟  جواب اش ساده است:  زیرا استعداد کشته شدن ندارد.  استعداد کشته شدن چگونه بدست می آید؟  اگر بخاطر وطن بجنگی، و یا اگر وطن را با جنگ بدست آورده باشی، تا برای حفظ آن بجنگی.  واقعیت این است که،  پیشمرگه نه متعلق به وطن، که "مامور با حقوق" {مزدور} احزاب {کردی} است.  بعلاوه کردستان را نه پیشمرگه که آمریکا تاسیس کرد.  در شمال عراق آنچه که وجود ندارد:  یک اقتصاد ملی، یک ارتش ملی، و یک دستگاه دولتی ملی است.  ولی آنچه که وجود دارد:  کمپانی {کورپراسیون} سیاسی است که پول نفت را نسبت به جمعیت تقسیم می کند.  ارتش، نیروی "ویژه امنیتی" است که تقسیم پول را تضمین می کند. (فقط برای امنیت داخلی است، قدرت جنگ خارجی ندارد).  و احزاب عشیرت های سیاسی اند".

در تائید نظر تحلیلی رفعت باللی در مورد پیشمرگه باید اضافه کرد:  عقب نشینی پیشمرگه در مقابل پیشروی ارتش عراق در کرکوک، اولین عقب نشینی آن نبود.  پیشتر در موصل، و مهم تر از آن وقتی بود که داعش به دروازه اربیل رسید.  اگر حمایت هوایی آمریکا و مداخله زمینی سپاه قدس ایران نبود، داعش به راحتی اربیل را تصرف می کرد.  در واقع شکست استقلال بارزانی، درهم شکستن "افسانه" پیشمرگه نیز بود.

No comments:

Post a Comment