ینی ایلینیز اوغورلو اولسون


Jul 12, 2016

تغییر رویکرد سیاسی در ترکیه، اختیاری یا اجباری

محمد حسین یحیایی

ترکیه روز های سخت و دشواری را در منطقه پر تنش بعد از سال ها رشد موزون اقتصادی و ثبات سیاسی از سر می گذراند، با آغاز تغییر و تحول در شمال آفریقا و کشور های منطقه با نام بهار عربی، ترکیه در سیاست خارجی خود رویکرد جدیدی را پیش برد تا بتواند هم بعنوان بازیگر منطقه در این کشور ها تاثیر گذار باشد و هم جایگاه و پایگاه گذشته خود را بعنوان میراث دار امپراتوری عثمانی باز سازی کند، در نتیجه همسو با گروه های مذهبی بویژه اخوان المسلمین که با استفاده از خلاء قدرت در این کشور ها بسوی قدرت سیاسی خیز برداشته بود، به شعار های مذهبی روی آورد و مبارزه پنهان، مرموز و گاهی زیرکانه خود را با نهاد های مدنی و طرفداران سرسخت سکولاریزم که در ترکیه تاریخ چند دهه دارد پیش برد و به اجرا در آورد.
بازیگر اصلی این سیاست، رجب طیب اردوغان و تیم منتخب وی است که بیش از یک دهه، سکاندار سیاست و اقتصاد در ترکیه اند و با تلاش پیگیر، قدم به قدم جامعه را دو قطبی کرده از مسیر لائیسم که یکی از اصول قانون اساسی ترکیه است، دور کرده اند تا بتوانند به اهداف خود برسند..
اردوغان با حس و درک شرایط، نزدیکی خود را به کشور های عربی از غزه آغاز کرد و در یک نمایش « وان مینت » در داووس ( 31 ماه مه 2010 ) به مجری برنامه تاخت و نشست را که شیمون پرس هم در آن شرکت کرده بود به اعتراض ترک کرد. این رفتار مورد تحسین توده های مردم در کشور های عربی که مخالف اشغالگری اسرائیلی ها بودند و هستند قرار گرفت، 18 ماه بعد حادثه کشتی « ماوی مرمره » پیش آمد که حامل کمک های انسانی به مردم غزه بود و از سوی گروه های مذهبی « وقف حق و حرییت » ترکیه تدارک دیده شده بود، در این حادثه 9 نفر از کمک رسانان به غزه از سوی کماندوهای اسرائیلی کشته شدند، در پی آن رابطه سیاسی، نظامی و اطلاعاتی اسرائیل و ترکیه قطع شد ولی رابطه تجاری تا 6 میلیارد دلار در سال ادامه یافت.
دولت اسلامگرای اردوغان از جنبش اخوان در مصر هم حمایت کرد و از محمد مرسی که گرایش های مذهبی شدیدی داشت و از اجرای قوانین و قوائد شرعی در مصر سخن می گفت قدردانی و حمایت همه جانبه کرد، اقدام و عملکرد ژنرال السیسی را که مرسی را از قدرت سیاسی پائین کشید، کودتای نظامی خواند و از به رسمیت شناختن آن خوداری کرد، در نتیجه روابط دو کشور به تیرگی گرائید و تنش بین آن دو افزایش یافت. با آغاز ناآرامی ها در سوریه فصل جدیدی در سیاست خارجی ترکیه باز شد و مداخله در امور داخلی سوریه با حمایت از برخی مخالفین بشار اسد به سرعت افزایش یافت، استانبول به محل و مکان مهم ومناسبی تبدیل شد که مخالفین اسد گردهم آیی های مشورتی خود را در آن تشکیل داده و راه های سرنگونی رژیم سوریه را مورد بررسی قرار دادند، در این میان کشتار بیرحمانه در سوریه ادامه داشت و هزاران سوری هم به خاک ترکیه سرازیر شدند. ترکیه در نظر داشت با آموزش برخی از آنان سرنگونی بشار اسد را سرعت بخشد.
اردغان که پایان رژیم اسد را در مدت کوتاهی پیش بینی می کرد مداخله در امور داخلی سوریه و حمایت از برخی گروه های مخالف و رزمنده در سوریه را افزایش داد و با برخی از کشور های منطقه ( عربستان سعودی، قطر و... ) همکاری نانوشته و ناخوانده ای را آغاز کرد. همکاری همه جانبه جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه با رژیم اسد مانع از فروپاشی آن شد و با گذشت زمان مواضع آن را تقویت کرد. در این میان دولت خود خوانده اسلامی داعش در مناطقی از خاک عراق و سوریه اعلام موجودیت کرد و در راستای اجرای قوانین و شریعت اسلامی به خشن ترین و بی رحمانه ترین روش روی آورد. داعش برای گردآوری نفرات خود به تبلیغات وسیع و گسترده ای دست زد، هزاران نفر از جوانان را از مناطق مختلف جهان با استفاده از تبلیغات ،به شیوه های مختلف به صفوف خود جذب کرد، هزاران تن از این جوانان با گذر و استفاده از خاک ترکیه به آنان پیوستند. دولت اسلامگرای اردوغان نه تنها واکنشی به گذر آنان از خاک ترکیه نشان نداد بلکه از سازماندهی مخفیانه آنان نیز در بین جوانان ترکیه بویژه در مناطق دور افتاده و مذهبی چشم پوشی کرد، در این میان برخی از روزنامه نگاران را ( جان دوندار سردبیر روزنامه جمهوریت و دیگران ) به دلیل افشاگری در رابطه با خرید نفت سیاه از داعش و کمک تسلیحاتی به آن مورد بازجویی قرار داد.
از ابتدای سال 2015 دگرگونی های ژرفی در منطقه و ترکیه رخ داد. به ناگهان با خواست اردوغان مذاکرات و گفتگو با نمایندگان کرد ها که از سال 2009 از اسلو پایتخت نروژ شروع شده بود پایان یافت و فصل تنش آلودی باردیگر در منطقه کرد نشین ترکیه و سوریه حاکم  شد. دوران جدیدی از حملات تروریستی در ترکیه آغاز شد و با گذشت زمان از مناطق روستایی و شهرک های دور افتاده به سوی شهر های بزرگ گسترش یافت. برخی از این حملات تروریستی را گروهی مرموز و مشکوک بنام « عقابان آزادی کردستان » بر عهده گرفتند که از سوی پ ک ک و احزاب طرفداران جنبش کرد ها مورد انتقاد قرار گرفت.
از نیمه دوم سال 2015 رابطه ترکیه با داعش رو به تیرگی گذاشت و برخی از منابع و پایگاه های ترکیه در اختیار نیرو های ائتلاف گذاشته شد تا مواضع داعش را زیر حملات خود قرار دهد، در این میان شرکت مستقیم فدراسیون روسیه در جنگ سوریه موازنه را به نفع سوریه و بشار اسد تغییر داد. داعش به فکر تلافی و انتقام افتاد و افراد نفوذی خود را به شیوه های مختلف برای حملات تروریستی وارد خاک ترکیه کرد. داعش مراکز اقتصادی، توریستی، نظامی و سیاسی را در شهر های بزرگ مورد هدف قرار داد. حملات از شهرک سروج، شانلی اورفا به منطقه وزنه جیلر استانبول کشیده شد و ده ها نفر در این حملات کشته شدند. در 10 اکتبر سال 2015 با حملات انتحاری به میتینگ صلح و آشتی در آنکارا بیش از 95 نفر کشته شد. حملات به مناطق و مراکز مختلف تا پایان سال ادامه یافت و تعداد دیگری هم به قتل رسیدند، در این میان در نوامبر سال 2015 حادثه بسیار مهمی اتفاق افتاد که سیاست خارجی و اقتصاد ترکیه را به شدت تحت تاثیر قرار داد. هواپیمای سوخوی 34 روسیه به بهانه تجاوز به حریم هوایی ترکیه مورد حمله و اصابت جنگنده های ترکیه قرار گرفت و سرنگون شد. فدراسیون روسیه با یک واکنش سریع و غیر منتظره به شهروندان خود دستور داد که از سفر به ترکیه خوداری کنند و با اجرای تحریم اقتصادی از خرید محصولات کشاورزی و سبزیجات از ترکیه سرباز زد. این اقدام روسیه ضربه سهمگینی به صنعت توریسم ترکیه وارد کرد و به کاهش شدید آن انجامید. در این میان ترکیه از واکنش ناتو سرخورده و مایوس شد، زیرا در نظر داشت که با توجه به اوضاع منطقه و مداخله روسیه در سوریه و اوکراین، مورد حمایت جدی کشور های عضو ناتو، بویژه ایالات متحده آمریکا قرار گیرد، در حالیکه فرماندهی ناتو با حمایت ضمنی از ترکیه، تجاوز به حریم هوایی آن را محکوم کرد.
از دیگر سو حملات انتحاری با آغاز سال 2016 شتاب بیشتری گرفت و در 10 ژانویه سلطان احمد در استانبول که یکی از مراکز مهم توریستس است مورد هدف قرار گرفت.، این حمله انتحاری را یک جوان 28 ساله سوری انجام داد که در آن 13 تن کشته شدند. در 17 ماه بعد انفجاری در قلب آنکارا در نزدیکی ساختمان مجلس ملی و مرکز فرماندهی ارتش رخ داد که در آن هم بیش از 28 نفر کشته شدند. در ماه مارس یک انفجار در مرکز آنکارا و دو انفجار در استانبول تعداد بیشتری را به کام مرگ فرستاد. آخرین انفجار انتحاری از سوی 3 نفر در 28 ژوئن در فرودگاه بین المللی آتاتورک بوقوع پیوست که بهت و حیرت مردم و مقامات سیاسی ترکیه را برانگیخت. فرودگاه آتاتورک با جابجایی میلیون ها مسافر ( بیش از 61 میلیون نفر در سال 2015 ) از اهمیت ویژه و امنیت کامل برخوردار است. به نظر نمی رسد که نفرات انتحاری داعش بدون یاری و کمک همفکران و حجره های وابسته به خود در ترکیه که در چند سال گذشته سازماندهی کرده اند بتوانند به این اقدامات جنایتکارانه و مخرب دست زنند و جان صد ها انسان را بگیرند. در حملات انتحاری به فرودگاه آتاتورک 46 نفر کشته و بیش از 238 نفر زخمی شدند.
داعش برای رسیدن به قدرت و برقراری خلافت اسلامی به هر اقدامی دست می زند و در راستای آن عمل می کند و بیشترین عمل انتحاری و انفجاری را در کشور های اسلامی انجام می دهد، هدف آن گسترش مرز های مبارزه به همه کشور های اسلامی است، در چند روز گذشته انفجار های بنگلادش و بغداد را هم به عهده گرفته که در آنها تعدادی از شهروندان اروپایی هم جان باختند.
مقامات ترکیه و در راس آنها اردوغان که بازیگر اصلی در میدان سیاست است، با احساس خطر و برون رفت از بحران درونی و انزوای سیاسی، مجبور به تغییر مواضع پیشین و اتخاذ سیاست جدید در داخل و سیاست خارجی بود، در این راستا با طرحی از پیش ساخته احمد داوداوغلی را از نخست وزیری خلع و بن علی ییلدیریم را جایگزین وی کرد. هرچند هر دو از مریدان اردوغان محسوب می شوند ولی رویکرد جدید نیازمند این جایگزینی بود. ییلدیریم از همان روز های نخست باز سازی روابط سیاسی را با فدراسیون روسیه و اسرائیل مطرح کرد. در روز ملی فدراسیون روسیه اردوغان و ییلدریم پیام های تبریک به همتایان خود فرستادند. در پی آن نامه ای از سوی اردوغان به پوتین فرستاده شد که نوعی از معذرت خواهی تلقی شد و در نهایت گفتگوی 40 دقیقه ای تلفنی بین آن دو برقرار شد که از محتوای آن اطلاعی در دست نیست. به نظر می رسد که اوضاع امنیتی در شرایط بسیار بحرانی و خطرناکی است. اردوغان مجبور به تغییر تاکتیک و حتا استراتژی است که بتواند با استفاده از کمک های اطلاعاتی اسرائیل و روسیه موقعیت امنیتی و سیاسی خود را در داخل و خارج از مرز های خود بازسازی و حفظ کند.  

No comments:

Post a Comment