Oct 18, 2015

ترکیه: واقعیات پشت پرده ترور و خشونت های اخیر

علی قره جه لو
 
استدلال عمومی در خصوص حوادثی که در ترکیه رخ می دهد (ترور و خشونت PKK و سرکوب نیروهای مسلح ترکیه) عمدتا بر دو نکته تاکید دارد: (1)

1ـ قصد حکومت ترکیه، در سرکوب PKK (که تا دیروز با آن در پشت درهای بسته گفتگو و مذاکره می کرد) بهره برداری در انتخابات 1 نوامبر است، زیرا حکومت AKP، از یک طرف با از دست دادن اکثریت مطلق خود در مجلس، و از طرف دیگر، از وارد شدن شاخه سیاسی PKK، HDP (حزب دموکراتیک خلق ها) به مجلس ناخشنود است و می خواهد این معامله را بهم بزند. به معنی دیگر، آغاز سرکوب PKK توسط حکومت، مسئله حکومت AKP و بویژه شخص اردوغان و حرص و ولع وی در ادامه حکومت بلامنازع خود بر ترکیه است. چنان که، تمام تبلیغات HDP و طیف طرفداران اش، روی “جنگ کاخ ریاست جمهوری” Saray Savaşi متمرکز شده است. یعنی این جنگ، نه جنگ ترکیه، بلکه جنگ اردوغان برعلیه “صلح” و “حقوق دموکراتیک” مردم کرد، به خاطر رای بیشتر است.
2ـ از آنجایی که کشتار، ترور، و خشونت و سرکوب بیش از سه دهه هنوز هم ادامه دارد، بهتر است که حقوق دموکراتیک مردم کرد در ترکیه به رسمیت شناخته شده و به این خشونت و کشتار، یک بار و برای همیشه پایان داده شود و صلح برقرار گردد.
استدلال فوق، برای پاسخ یابی به دلایل و چرایی حوادث خشونت آمیز اخیر ترکیه، هرچند حاصل نیت پاک، و آرزوی صمیمانه پایان یافتن کشتارها و خشونت ها باشد، و هرچند معصومانه جلوه کند، با واقعیت آنچه در جریان است خوانایی ندارد. این دیدگاه و دیدگاه هایی نظیر آن، مسئله کرد در ترکیه را صرفا از نقطه نظر حقوق و آزادی های خلق کرد، و قائم بخود پنداشته، جنبه ارتباط آن با سیاست های غرب و پروژه های آن (پروژه خاورمیانه بزرگ) را تماما فراموش می کند. این دیدگاه ها قادر به دیدن تصویر بزرگ نبوده، و نمی توانند جایگاه و عملکرد هرکدام از آن نیروها و آکتورهایی که در چارچوب آن تصویر بزرگ و آن پروژه ها نقش آفرینی می کنند، ارزیابی کنند. از این رو با ساده کردن مسئله و تقلیل آن به مسئله حقوق و آزادی ها، خود به مبلغین صاحبان اصلی پروژه ها تبدیل می شوند.(2)

تصویر بزرگ، پروژه خاورمیانه بزرگ
پروژه خاورمیانه بزرگ که هرچند تدارک آن، به اواخر پایان جنگ سرد می رسد، در سال 2000 در کنفرانس داووس به وسیله Dick Cheney بیان شد. دامنه این پروژه بعدها توسعه یافته و “پروژه خاورمیانه بزرگ و شمال آفریقا” نام گرفت. در این پروژه 35 کشور وجود دارند که اکثریت آنها بخشی از امپراتوری عثمانی بودند. 22 کشور عرب، 5 کشور غیرعرب، 5 کشور آسیای میانه، و 3 کشور قفقاز در تخته هدف این پروژه قرار دارند. آمریکا و متحدان غربی اش می خواهند با کنترل بیشتر منطقه ای که 3 دین آسمانی از آن برخاسته اند و مناطق استراتژیک 3 قاره جهان در آنجا تلاقی می کنند، و دارای منابع سرشار و استراتژیک انرژی اند، “امنیت” آینده اسرائیل را تامین، از نیرو گرفتن دوباره روسیه جلوگیری، و احتیاج روزافزون چین به انرژی را کنترل کنند. در این رابطه، تغییر رژیم و تغییر قلمرو حاکمیت کشورهای فوق، به طریقی که منافع آینده آنها را تامین و تداوم بخشد، در دستور کار این پروژه قرار گرفت. در مرکز این پروژه، تاسیس یک کردستان مستقل (کردستان بزرگ) که وظیفه یک اسرائیل دوم را ایفا کند، قرار دارد. کردستانی که تنها می تواند با تجزیه عراق، سوریه، ایران، و ترکیه امکان تحقق یابد. 11 سپتامبر 2001 بهانه عملی کردن این پروژه برای آمریکا را فراهم کرد.

گفتمان پروژه خاورمیانه بزرگ
گفتمان ظاهرالصلاح پروژه خاورمیانه بزرگ، که در واقع آغاز یک جنگ تبلیغاتی ـ روانی برای جا انداختن و قابل هضم کردن آن، و حداقل برای جلب حمایت و یا بی طرف کردن بخشی از مردم منطقه در مقابل تهاجم کشورگشایانه غرب بود با ابعادی گسترده و بی سابقه، به وسیله رسانه های بزرگ جهانی و همدستان آنان در کشورهای مورد هدف، آغاز گردید. این گفتمان با عنوان های فریبنده و حق به جانبی نظیر: جلوگیری از توسعه سلاح های کشتار جمعی (عراق)، جلوگیری از کاربرد سلاح های شیمیایی (سوریه)، پایان دادن به حکومت دیکتاتوری و فاسد (لیبی)، دفاع از حقوق اقلیت های، ملی، قومی و مذهبی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مبارزه با سازمان های ترور، پایان دادن به نقض حقوق بشر و تاسیس رژیم های دموکراتیک (انتخابات آزاد) در منطقه پیش برده شد.
این پروژه با اشغال افغانستان (2001)، اشغال عراق (2003) و لشگر کشی به لیبی (2011) با موفقیت پیش رفت. در ترکیه با روی کار آوردن حکومت AKP (2002) یک موفقیت بزرگ به دست آورد، ولی با فرا رسیدن موج های “بهار عربی” مجبور شد با فدا کردن مهره های خود در مصر (حسنی مبارک و سپس، مرسی)، در تونس (اخوان المسلمین) به نوعی سازش رسیده و شکستی نسبی را قبول کند. (در عراق علی رغم دو بار لشکرکشی و اشغال عراق، حکومت مرکزی عراق به طور روز افزونی علیه آمریکا موضع گیری می کند). و نهایتا با برخورد به صخره مقاومت در سوریه، به بن بست رسید.(3)

پروژه نئوعثمانی و پروژه خاورمیانه بزرگ
آمریکا از زمان شهرداری (استامبول) اردوغان از افکار، سیاست ها و برنامه های اسلامی و نئو عثمانی او، و اطرافیان اش در “حزب سعادت” SP (نجم الدین اربکان) خبر داشت و می دانست، که این افکار تا حدود زیادی منطبق با پروژه خاورمیانه بزرگ خود اوست. از این لحاظ، به جریانی موسوم به “متجددین” Yenilikçiler کمک کرد تا از حزب سعادت جدا شده و “حزب عدالت و توسعه” AKP را با همان ایدئولوژی اسلامی بنیان گذاری کنند (2001) و نهایتا با انتخاباتی “دموکراتیک” اردوغان را به قدرت رساند، تا با دست او برنامه های خود را اجرا کند.
به این وسیله، آمریکا نه تنها توانسته بود آدم خود در سیاست ترکیه را پیدا کند، و در به قدرت رساندن اش از هیچ کمکی دریغ نکند، بلکه با برداشتن موانع عمده و قدرتمندی که در سر راه این حکومت قرار داشت، قدم به قدم پروژه خاورمیانه بزرگ خود را در ترکیه نیز اجرا می کرد. بدین منظور با دست گلادیوی ترکیه که بعد از کودتای 1980 تبدیل به”تشکیلات ترور فتح الله گولن” FETÖ شده، و در بوروکراسی اداری و امنیتی ترکیه (عمدتا، قوه قضایی، شهربانی، وزارت کشور و آموزش پرورش) نفوذ کرده بود، شروع به پاکسازی نیروها و عناصری که در مقابل پروژه خاورمیانه بزرگ (در ترکیه) ایستاده بودند، کرد (توطئه ارگنه کن و پاکسازی نیروهای ملی، لائیک، جمهوریخواه در ترکیه). در این راستا بیش از هزار افسر ارتش که در میان شان هفتاد ژنرال نیروهای مسلح ترکیه قرار داشتند، بسیاری از رؤسا و استادان دانشگاه ها، روزنامه نگاران، رهبران احزاب سیاسی، نمایندگان مجلس، رهبران سازمان های توده ای، کانون های وکلا و سندیکاها … به جرم تلاش برای کودتا علیه حکومت اردوغان دستگیر شدند، که در واقع جرم شان مقابله با اجرای پروژه خاورمیانه بزرگ در ترکیه، که نهایتا به، تبدیل، تجزیه، و فروپاشی دولت ـ ملت ترکیه می انجامید، بود. (4)
در این چارچوب حکومت اردوغان بدون اطلاع ملت و مجلس ترکیه که خود در آن اکثریت داشت، و بدون اطلاع حتی بنیانگذاران AKP، پشت درهای بسته و با “میانجیگری” و نظارت نمایندگان آمریکا با PKK وارد مذاکره و بده و بستان گردید. هدف، در مقابل عمل انجام شده قرار دادن مخالفان و اکثریت قریب به اتفاق مردم ترکیه و فدا کردن منافع ملی ترکیه در پای پروژه های غرب بود. این توطئه در سال 2007 آغاز و با گسترش ابعاد آن تا اوایل 2014 ادامه یافت، ولی با مبارزه بی امان، و مرگ و زندگی نیروهای ملی ـ مستقل، لائیک، جمهوریخواه و طرفدار آتاترک و در راس آن حزب کارگر IP به شکست قطعی انجامید.(5)
شکست توطئه ارگنه کن، سبب اوج گیری اختلافات و تضادهای درونی، تضعیف کنترل حکومت و نتیجتا، سبب انداختن تقصیر به گردن همدیگر و افشاگری های متقابل اردوغان و تشکیلات فتح الله گولن گردید. فتح الله گولن اردوغان را به فساد و دزدی و اردوغان فتح الله گولن را به تشکیل دولت در درون دولت متهم کردند، تا جایی که اردوغان به توطئه علیه ارتش و نیروهای ملی اعتراف کرده و گفت،”فریب خوردیم”. با رودررو قرار گرفتن اردوغان با تشکیلات فتح الله گولن و درهم شکستن و افشای توطئه ارگنه کن، ورق برگشت، از یک طرف ادعانامه های دادستانی علیه نیروهای ملی یکی بعد از دیگری فرو ریخت و قربانیان توطئه دسته دسته آزاد شدند و از طرف دیگر طرح ها و برنامه های آمریکا با همدستی اردوغان ـ فتح الله گولن ـ PKK یکی بعد از دیگری زیر ضرب رفت. به معنی دیگر پروژه خاورمیانه بزرگ در ترکیه با مانع جدی روبرو گردیده و مبارزه ای ملی و سراسری علیه آن را برانگیخت. یکی از نتایج بلافصل آن، فرار سردسته ها و دادستان های ادعانامه ارگنه کن از ترکیه بود.(6)
با زیر ضرب رفتن پروژه های آمریکا ـ AKP در ترکیه، از جمله “گشایش کرد” و تضعیف AKP در انتخابات عمومی 2015، ابتکار عمل تا حدودی به دست نیروهای ملی و نیروهای مسلح ترکیه افتاد، که از ابتدا با آن پروژه ها مخالف و در مقابل آن صف بندی کرده بودند. بمب گذاری ها، خشونت و ترورهای اخیر در ترکیه، در واقع، عکس العمل آمریکا با دست گلادیوی فتح الله گولن و PKK در مقابل باختن ابتکار عمل به نیروهای ملی و نیروهای مسلح ترکیه است، تا بدین وسیله آب رفته را به جوی باز گرداند. به معنی دیگر ترور و بمب گذاری ها و خشونت های اخیر PKK چیزی جز، رودررویی ترکیه با آمریکا، که به دنبال پایان یافتن “گشایش کرد” (“پروسه گشایش”، و یا به اصطلاح “پروسه صلح”) در ترکیه، و توقف کریدور کرد (کریدور آمریکا – اسرائیل) در مرزهای شمالی سوریه به سمت دریای مدیترانه نیست.(7)
مخالفت و مقاومت نیروهای مسلح در مقابل سیاست گشایش کرد در ترکیه و ایجاد کریدور کرد در مرزهای جنوبی ترکیه که امنیت ملی ترکیه را به خطر انداخته و از حمایت وسیع مردمی در ترکیه برخوردار است، سبب بیرون کشیدن کارت ترور PKK در اعمال فشار خونین علیه ترکیه گردید. فرمان آغاز عملیات خونین علیه ترکیه را آمریکا صادر کرد. به نظر مفسران برجسته ترکیه، که نظرات آنها با نظرات مقامات بلندپایه ی امنیتی ـ نظامی ترکیه نیز هم خوانی دارد، هدف آمریکا از به آتش راندن PKK چنین است:
1ـ جلوگیری از ایجاد مانع ترکیه در مقابل کریدور آمریکا ـ اسرائیل
2ـ فشار بر ترکیه برای بازگشت به پروسه گشایش کرد
3ـ برگرداندن ایماژ برباد رفته PKK و روحیه دادن به آن
4ـ مشغول کردن ترکیه با مشکلات و بحران های درونی خود
ـ دچار سکته کردن رشد همکاری ایران ـ ترکیه ـ عراق ـ سوریه در زمینه مبارزه مشترک با ترور
6 ـ مانع شدن ترکیه به روی آوردن به همکاری با کشورهای منطقه ای در حل و فصل مسائل و بحران های منطقه ای
ترکیه با کنترل کردن مرزهای جنوبی خود با سوریه، همکاری PKK – PYD (حزب وحدت دموکراتیک و شاخه PKK در سوریه) را با طرح های آمریکا که اوباما از آنها به عنوان “پیاده نظام ما” در منطقه نام می برد، قطع کرد. این موضع گیری نقطه عطفی در روابط ترکیه با آمریکا و غرب گردید.

عکس العمل آمریکا
آمریکا از ابتدا می توانست عکس العمل نهایی ترکیه را حدس بزند، لذا تمام کوشش خود را به کار برد تا ترکیه را در مقابل عمل انجام شده ای قرار دهد، ولی وقتی این حساب نگرفت، ورود سلاح و مهمات به ترکیه را تسریع کرد. در این چارچوب سلاح هایی که به نام و به مقصد مخالفان حکومت سوریه فرستاده می شد، به دست PKK رسانده و PKK آنها را در کوه ها انبار می کرد.
آمریکا از همان ابتدای عملیات ارتش ترکیه برعلیه مواضع PKK (24 جولای 2015) در شمال عراق (قندیل و پایگاه های دیگر) که تحت نظر افسران آمریکایی ـ اسرائیلی و انگلیسی ـ آلمانی تعلیم داده می شدند مخالفت و خشم خود را بروز داد. آمریکا و متحدین غربی اش ابتدا خواستار “کاربرد نیروی نسبی” علیه PKK شده، و از تضعیفPKK ابراز نگرانی کردند، و دلیلی که برای این کار بیان می کردند این بود که PKK علیه داعش مبارزه می کند! آمریکا وقتی فرمان حملات تروریستی PKK علیه ترکیه را می داد در واقع می خواست “آب حیات” را به کالبد در حال فروپاشی “گشایش” تزریق کند.
طیب اردوغان هرچند هم که در این خصوص گفته باشد، “گشایش را در یخچال گذاشتیم”، واقعیت این است که گشایش به علت مخالفت وسیع توده ای و موضع گیری علنی ارتش علیه آن عملا به پایان رسیده، و تسلیم طلبی حکومت اردوغان در مقابل طرح گشایش کرد شکست خورده بود. آمریکا با وسعت دادن به ابعاد ترور خونین “پیاده نظام خود” علیه ترکیه، در واقع با اصرار می خواست که اردوغان طرح گشایش را از یخچال بیرون بکشد! ولی این دیگر غیر ممکن می نماید، زیرا مردم ترکیه (چه ترک، چه کرد ….)، آمریکا و PKK و دنبالچه های آن را دو روی یک سکه می دانند.
باید دقت کرد، این وضعیت نه خواست و اراده ی حکومت AKP، بلکه خواست و اراده ی ترکیه بود که علی رغم اردوغان و حکومت AKP، ارتش و دولت ترکیه را علیه طرح های آمریکا و در چارچوب آن، علیه PKK به حرکت درآورد. شرکت صدها هزار نفری مردم ترکیه در مراسم تشییع جنازه شهدای نیروهای مسلح که در تاریخ ترکیه بی نظیر است، و تجمع میلیونی بیش از 200 سازمان، نهاد، کانون، و سندیکا در ترکیه علیه ترور خونین آمریکا که با دست “پیاده نظام” اش به صحنه رانده شده است، بیانگر این واقعیت انکار ناپذیر است.
آمریکا که حملات تروریستی PKK در “داغلیجا” Dağlıca و “ایغدیر” Iğdır را ظاهرا محکوم کرد، ولی با اصرار از ترکیه می خواهد که PKK را مخاطب قرار داده و به “پروسه گشایش” بازگردد. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا “جان کیربی”John Kirby در گردهمایی مطبوعاتی روزانه خود، ضمن محکوم کردن حملات تروریستی و ابراز همدردی با خانواده های سربازانی که قربانی بمب گذاری های تروریستی شده اند، از این سازمان به عنوان یک سازمان تروریستی نام می برد، ولی از طرف دیگر، سخنگوی کاخ سفید “جاش ارنست” Josh Ernest از ترکیه و PKK می خواهد تا به پروسه صلح بازگردند! در واقع آمریکا، علی رغم این که ظاهرا PKK را سازمانی تروریستی می داند، ولی تلاش می کند ترکیه را وادار کند تا PKK را مخاطب قرار دهد! جاش ارنست قبلا ترکیه را تهدید کرده بود که، “بمباران هدف های داعش و PKK تلاش های آمریکا در منطقه را با مانع جدی روبرو می کند”. یکی از مقامات بلندپایه پنتاگون نیز، در مصاحبه با صدای آمریکا گفته است که، “از آنجایی که داعش دشمن اصلی است دو طرف ترکیه و PKK را باید وادار به سازش کنیم”!

“اسماعیل حقی پکین” مفسر نظامی ـ سیاسی در این رابطه می نویسد:
“هدف اصلی آمریکا مشغول کردن و دور نگه داشتن ترکیه از تحولات خاورمیانه است. برای این کار ابزارها آماده اند.PKK  در مقابل هویجی که به او نشان داده اند، می خواهد ترکیه را به آشوب بکشاند. مطمئن باشید اگر این کافی نباشد داعش را نیز وارد صحنه خواهند کرد. PKK و دنبالچه آن HDP و حتی برخی از هموطنان فریب خورده کردمان، مرتکب خیانتی بزرگ و نابخشودنی در حق این کشورند. جنگ بین امپریالیسم غرب و دست نشاندگان آن در منطقه، با دولت ـ ملت های منطقه در جریان است. سیاست مداران و آنهایی که مدعی تعیین استراتژی هستند، دیگر باید این بُعد مسئله را نیز قادر به دیدن باشند. آمریکا و غرب تلاش می کنند ما را تحت کنترل خود نگه دارند، و ما هم با همه امکانات خود به این هدف آنها کمک می کنیم! البته که ما هم آرزو می کنیم تلفات انسانی نباشد، خشونت ها خاتمه یابند، ولی نه به شکلی که آمریکا و مقاطعه کارانش در ترکیه PKK می خواهند. در چارچوب استراتژی و سیاست های جمهوری ترکیه، ما باید در اطراف مان یک حلقه صلح ایجاد کنیم. همه باید عقل خود را سر خود جمع کنند، در این سرزمین نه خواست های آمریکا و نه مقاطعه کار آن امکان تحقق ندارد. خون ریزی زیاد می شود، ولی نه جنگ داخلی ایجاد می شود و نه خودمختاری داده می شود. هرچه می شود به انسان هایمان و جوانانمان می شود و آنهایی که در پشت پرده حوادث هستند به شکل نامنتظره ای مجازات می شوند، آنهم به دست همین مردم”.(8)
“اوغور مومجو” Uğur Mumcu روزنامه نگار، محقق و نویسنده روزنامه “جمهوریت” در روزهای پایانی عمر خود آغاز به افشاگری در مورد نیروهای پشت صحنه ترور PKK و روابط تنگاتنگ آن با سازمان های اطلاعاتی غرب و شبکه مافیای بین المللی مواد مخدرکرده بود. او در یکی از آخرین مقالات خود نوشت:”بدون مبارزه با پاریس، لندن، برلین، واشنگتن قادر به پایان دادن به ترور PKK نمی شوید”. اوغور مومجو سه هفته بعد از انتشار آخرین کتاب خود به نام “پرونده کرد” Kürt Dosyası (1 ژانویه 1993) در 24 ژانویه 1993 مورد سوءقصد قرار گرفته و کشته شد.
10 اکتبر 2015
توضیحات:
(1) حملات تروریستی PKK 2 روز بعد از انتخابات 7 ژوئن آغاز گردید. این حملات به بهانه بمب گذاری “سوروچ” (20 ژوئیه 2015) ابعاد جدیدی پیدا کرد.
(2) وقتی سایت های اینترنتی برخی از سازمان های “چپ” ایرانی که در رابطه با PKK و دنبالچه های آن مشغول پخش خبر و “تفسیر” در خصوص “جنگ آزادی بخش”شان هستند، نگاه می کنید دچار سرگیجه می شوید که آیا این سایت ها، سایت خبری PKK هستند!
(3) از طرف دیگر، امروز کشورهای آمریکای لاتین حیاط خلوت آمریکا محسوب نمی شوند. موضع گیری بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین علیه آمریکا، برچیده شدن تحریم علیه کوبا و همچنین برچیده شدن پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای آسیای میانه، و تمایل این کشورها در پیوستن به اتحادیه “شانگهای”، نشان از ضعف روزافزون آمریکا و تمایلات “گریز از مرکز” در میان این کشورهاست.
(4)اردوغان و رهبران اصلی حکومت AKPطرفدار حکومت اسلامی و پروژه ی نئوعثمانی هستند. بدین جهت دشمن آتاترک، اصل جمهوریت و لائیسیسم هستند. آنها خواهان گسترش مرزهای سیاسی ترکیه و بازگشت به دوران “پرشکوه” عثمانی بوده، و روابط بسیار نزدیکی با سازمان های اسلامی و بویژه اخوان المسلمین در کشورهای مسلمان دارند، و خواهان سهمی از تجزیه عراق و سوریه هستند. از این جهت آنها خواه ناخواه به موازات پروژه خاورمیانه بزرگ حرکت و این پروژه را فرصتی برای تحقق ایده های خود تلقی می کنند. این وضعیت در مورد PKK نیز صادق است. “رضا زلیوت” Riza Zelyut نویسنده و محقق ترک در این خصوص می نویسد:
“کردها به آتاترک و جمهوریت حمله می کنند و دشمن آن هستند، چرا؟ زیرا جمهوریت دیکتاتوری دینی عثمانی را سرنگون کرد. سیستم پادشاهی (خلافت اسلامی) عثمانی را سرنگون کرد. آن عثمانی که با همدست شدن با خان ها و روسای عشایر کرد (Derebeyler) بیش از 500 سال دهقانان و کوچ نشینان کرد را استثمار کرد. جمهوریت، به فعال مایشائی آنها پایان داد و دهقان برده شده ی کرد را تبدیل به شهروندان متساوی الحقوق کرد، زیرا گناه آن جمهوریت بسیار بزرگ بود. “شیخ سعید” در سال 1925 مردم شرق ترکیه را با شعار “مصطفی کمال و یارانش دشمن اسلام اند” علیه جمهوریت به قیام تشویق کرد. امروز در سال 2013 عبدالله اوجالان در پیام نوروزی، ترک ها وکردها را به اتحاد زیر پرچم اسلام فرا خواند! دستور گردهمایی اسلامی در دیاربکر صادر کرد! مطابق امر اوجالان، در جنوب شرق ترکیه تمامی محافل ارتجاعی هماهنگ با HDP فعالیت می کنند. آنها مجسمه های شیخ سعید را که در سال 1925 اعدام شد، برپا می کنند. به نام “سعیدی نورسی” (نورچی) سمپوزیوم ها برپا می کنند. ماسک اوجالان را بردارید، از زیرش شیخ سعید در خواهد آمد”.
Riza Zelyut: Ha Şeyh Sait Ha Öcalan, 24 Mart. 2015
http://www.aydinlikgazete.com/ha-seyh-sait-ha-ocalan-makale,59111.html
(5) بسیار عبرت انگیز است که چگونه از ابتدا تا انتهای روند توطئه ارگنه کن، که تحت نظارت آمریکا علیه عناصر ملی و میهن پرست نیروهای مسلح و نیروهای ملی و جمهوری خواه (2014 – 2007) پیش برده می شد، احزاب مخالف ترکیه (CHP – MHP – BDP) در هماهنگی با حکومت AKP ساز “کودتاگران محاکمه شوند” را تا آخر نواختند، ولی وقتی این توطئه درهم شکست، همگی سکوت اختیار کردند! ولی اردوغان فرصت طلبانه ادعا کرد که فریب فتح الله گولن را خورده است. اردوغان که یکی از قول های انتخاباتی اش در انتخابات (2002) به محاکمه کشاندن رهبران کودتای آمریکایی 1980 بود، نه تنها به این قول خود وفا نکرد، بلکه رهبر کودتا ژنرال “کنان ائورن” Kenan Evren را با هواپیمای اختصاصی خود به کمپین های انتخاباتی خود می برد!
(6)“شورای عالی قضات و دادستان ها”ی ترکیه HSYK) ) اعتراض دادستان ها و قضات اصلی پرونده ارگنه کن که از شغل شان اخراج شده بودند را رد کرد. یک روز قبل از صدور حکم دستگیری، قاضی”سلیمان کاراچؤل” Süleyman Karaçol و دادستان ها “محمد یوزگئچ” Mehmet Yüzgeç “ذکریا اؤز” Zekerya Öz “جلال کارا”Celal Kara “معمر آک کاش”Muammer Karakaş دو تن از دادستان های اصلی پرونده ارگنه کن، ذکریا اؤز و جلال کارا، از طرق گرجستان به اکرائین و از آنجا به کانادا گریختند. (11 اگوست 2015)
(7) طبق گزارش روزنامه انگلیسی “فاینانشیل تایمز”، اسرائیل %77 نفت مورد احتیاج خود را از طریق بندر “جیحان” Ceyhan ترکیه، از حکومت منطقه ای بارزانی در شمال عراق خریداری می کند. طبق این گزارش احتیاج اسرائیل به نفت 240 هزار بشکه در روز است، و در 3.5 ماه اخیر 9 میلیون بشکه از حکومت منطقه ای بارزانی، با نرخ پائین بازار بین المللی خریده است. (27 اگوست 2015) ایجاد کریدور کرد در شمال سوریه، (که دارای منابع نفت بوده و اکثریت جمعیت آن نیز عرب و ترکمان هستند) و دادن کنترل آن مناطق به گروه های کرد، توسط آمریکا (مانند مناطق بارزانی در عراق) نه تنها صدور و غارت نفت عراق، بلکه صدور و غارت نفت سوریه را نیز جامه عمل خواهد پوشاند.
(8) اسماعیل حقی پکین، ژنرال بازنشسته ارتش و فرمانده سابق ضد اطلاعات ارتش است. او در جریان توطئه ارگنه کن علیه نیروهای مسلح و نیروهای ملی ترکیه که با همدستی سیا – تشکیلات فتح الله گولن و رضایت حکومت AKP انجام شد، دستگیر و سال ها در زندان ماند. بعد از درهم شکستن توطئه و آزادی از زندان بازنشسته شده و به عضویت کادر رهبری “حزب کارگر” در آمد.
Ismail Hakki Pekin: PKK,nin efendileri, Aydınlık, 08 eylül. 2015
http://vatanpartisi.org.tr/genel-merkez/makaleler/ismail-hakki-pekin-pkk-nin-efendileri-14647
PYD,nin Israilli dostları, Aydınlık 01eylül. 2015
تصویر سرباز یهودی Batn El Goul (37 ساله) او در سال 1996 وارد ارتش انگلیس شد و در صفوف PYD می جنگد! او نیز مانند دیگر سربازان حرفه ای غربی در صفوف ناتو در بوسنی ـ هرزگوین و کوزوو جنگیده است. در زیر این تصویر جملات زیر نوشته شده است:”سربازان شکاری اسرائیل ـ آمریکا ـ کردستان”.   Liron Nagler Cohen مصاحبه گر سایت اینترنتی اسرائیلی Ynet با Batn El Goul که نام انگلیسی اش Timothy Paul Jacobs Wordworth است مصاحبه ای ترتیب داد. او در این مصاحبه از جمله گفت، “در اینجا با سربازان یهودی که با ایمان نیرومند از هر طرف دنیا آمده اند آشنا شدم”. او قبلا در قندیل در صفوف PKK بوده است. او در عکس های مربوط به قندیل خود نوشته است، “در اینجا حس می کنی که در مرکز آمریکا هستی”. Batn در رابطه با وضعیتی که در آنجا (سوریه) روبرو بوده است می نویسد، “برای اورشلیم دعا می کنم، برای صلح عراق، سوریه، اسرائیل دعا می کنم. برای دیندار شدن جامعه انگلیس دعا می کنم. برای آنهایی که به خاطر جنگ صلیبی اینجا هستند عشق و رحمت و ترس از خدا طلب می کنم”.   
* علی قره جه لو، نویسنده و مترجم مستقل ساکن تورنتو، دارای دکترای علوم سیاسی، در حوزه ی مسائل سیاسی ملیت های ایران بویژه ترک ها و مسائل سیاسی ترکیه و آذربایجان و ارمنستان می نویسد.

No comments: