ینی ایلینیز اوغورلو اولسون


Sep 27, 2015

آغاز سال تحصیلی و ضرورت آموزش به زبان مادری

محمد حسین یحیایی
در چند روز آینده سال تحصیلی جدید در مقاطع گوناگون در سراسر کشور آغاز خواهد شد، میلیون ها کودک، آموزش و پرورش ذهنی و روانی خود را در شرایط نابرابر از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آغاز خواهند کرد. در این میان میلیون ها کودک مجبور به آموزش با زبانی خواهند شد که با آن بیگانه و یا در بهترین شرایط آشنایی اندکی با آن دارند. آنان تا آن روز با پدر و مادر، برادر و خواهر و دوست و آشنا با زبانی سخن گفته، بازی کرده به رویا ها، خاطره های عمیق فرورفته و یا به داستان هایی گوش داده اند که با زبان مدرسه و آموزش تفاوت دارد.
گاهی آنان گرفتار در محیط بسته، در یادگیری زبان و درس و درک مفاهیم و مطلب که با آن بیگانه اند، از محیط درس و مدرسه گریزان می شوند. در این میان نظام کهنه آموزشی، مدارس و ابزار فرسوده، تحمیل خشونت های مذهبی با نمایش فیلم، سخنرانی و مراسم های خسته کننده دیگر نشاط و شادی کودکانه را از آنان سلب می کند. بنابرین کودکانی که در واحد های ملی بدنیا آمده و با فرهنگ و زبان دیگر بزرگ شده، از همان دوران کودکی طعم تلخ زور و اجحاف و اجبار را می چشند و در شرایط نابرابر به محیط مدرسه پای می گذارند.
آموزش به زبان مادری یکی از حقوق اساسی و پایه ای انسان است که با معاهدات، کنواسیون ها و اسناد جهانی به رسمیت شناخته شده و در برخی موارد برای کشور ها الزام آور است. منشور زبان مادری، اعلامیه جهانی حقوق زبانی، قومی و ملی در این راستا تنظیم شده، ماده 30 از حقوق کودک به آن پای فشرده است. حق آموزش به زبان مادری در حال گسترش است و با دمکراتیزه شدن جامعه جهانی ابعاد وسیعتری بخود می گیرد. ماده 27 از میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که در تاریخ 16 دسامبر 1966 در مجمع سازمان ملل به تصویب رسیده به آن اشاره می کند. در منشور سازمان ملل، یونسکو و اعلامیه حقوق شهروندان ( اسپانیا 1996 ) بند های 3 ، 4 و ماده 4 از آن، این حق را جهانی کرده است. لازم به یاد آوری است که بر اساس حقوق بین الملل، عهد نامه های بین المللی مقدم بر قوانین داخلی هر کشوری است که باید از سوی همگان به اجرا گذاشته شوند.

جمهوری اسلامی که کنواسیون حقوق کودک را امضا کرده و به تصوب مجلس ارتجاعی خود رسانده، از اجرای آن به شیوه های مختلف خوداری می کند، میلیون ها کودک کار از حق تحصیل به دلایل گوناگون محرومند. عطاله سلطانی که یکی از نمایندگان مجلس بی اراده و بی اختیار کنونی و عضو کمسیون آموزش و تحقیقات مجلس است در گفتگو با خبرگزاری مهر می گوید: در ایران 9 میلیون و 600 هزار نفر در رده سنی بالای 35 سال بیسواد است که این فاجعه بزرگی است، بیشترین آمار بیسوادی در مناطق محروم مانند سیستان و بلوچستان اند که در ردیف نخست قرار دارند. فقر و تنگدستی یکی دیگر از عوامل مهم در ترک تحصیل برای کودکان است. در ایران کنونی که فساد، رانت خواری و برخورداری از امتیازات ویژه، فرصت مساوی در آموزش و تحصیل را از کودکان میهن سلب کرده، شرایطی برای برخی فراهم آورده است که بتوانند از مدارس خصوصی با همه امکانات استفاده کنند و یا فرزندان خود را برای تحصیل به ایالات متحده، کانادا، انگلستان و یا دیگر کشور های اروپایی بفرستند. اصل 19 از قانون اساسی ارتجاع یادآور می شود که: مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. حال، مردم در گستره ایران شاهد فساد گسترده ای در همه حوزه های اجتماعی و فرهنگی هستند. در حالی که میلیارد ها ثروت ملی به یغما می رود، نه تنها دانش آموزان محروم بلکه آموزگاران هم در رنج معیشت به سر می برند. شیرزاد عبدالهی، کارشناس آموزش و پرورش در این رابطه می گوید: آموزگاران آموزش لازم را ندیده با حداقل حقوق کار می کنند، بودجه آموزش و پرورش 20 هزار میلیارد تومان است که 99 درصد آن به عنوان حقوق پرداخت می شود. یک میلیون و 30 هزار پرسنل دارد، 12 میلیون و 300 هزار دانش آموز در صد و 3 هزار مدرسه( گاهی مخروبه ) در سراسر کشور تحصیل می کنند. فقر باعث می شود که آموزگاران به کار های دیگر بپردازند، این در حالی است که دولت تدبیر و امید حسن روحانی در یک قلم 40 هزار خشت طلا و 2500 میلیارد تومان به عتبات عالیات کمک می کند.
اصل 30 از قانون اساسی جمهوری اسلامی می گوید: دولت موظف است وسایل و زمینه های آموزش عمومی را برای همگان به طور رایگان فراهم آورد، در حالی که دولت هرگز این اصل را به اجرا در نمی آورد، با خصوصی سازی نظام آموزشی از کودکستان تا دانشگاه و طبقاتی کردن آن تهیدستان و کودکان زحمتکش را از حق تحصیل محروم می سازد، به شیوه های گوناگون از کودکان اخاذی و باج گیری می کند تا بودجه کافی برای سرکوب را فراهم آورد. روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود قول داده بود که اصل 15 از قانون اساسی که هرگز به اجرا در نیآمده، اجرایی کند، در این اصل آمده است: زبان و خط رسمی در ایران فارسی است، اما استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه ها و تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است. این اصل در ذات خود تحقیر آمیز است زیرا زبان و ادبیات واحد های ملی را در حد زبان محلی و اقوام پائین می آورد ولی با این حال در این مدت سی و اندی سال به اجرا در نیآمده است. روحانی در ابتدای کار حقوق پر حاشیه و طولانی شهروندی خود را منتشر کرد و یکی از همکاران دیرینه و امنیتی خود را بعنوان مشاور در امور اقوام ( یونسی ) گمارد ولی هرگز قدمی در این راستا بر نداشت. روشنفکران و فعالین اجتماعی و فرهنگی آذربایجان بار ها نامه نوشته، شعار های انتخاباتی وی را متذکر شدند ولی جوابی دریافت نکردند. در این زمینه بیشتر از دولت، برخی از اعضای فرهنگستان زبان فارسی که از مالیات همه مردم در گستره ایران تغذیه می کنند، زبان گشوده به یاوه گویی های دیرینه خود ادامه می دهند. رئیس بی فرهنگ فرهنگستان زبان فارسی ( حداد عادل ) که بر روی چند صندلی می نشیند، فریاد می زند که موقعیت زبان فارسی با مطرح کردن زبان های دیگر متزلزل خواهد شد و ادامه می دهد: مواظب باشیم که زبان فارسی را برای پیروزی های موقت و بی حاصل خرج نکنیم. فرد دیگری از همین قماش در همین فرهنگستان بنام فتح اله مجتبایی می گوید: شک ندارم که این موضوع ( خواست آموزش به زبان مادری ) از خارج به ایران آمده، در هندوستان توسط انگلستان تجربه شده و امروز هم انگلستان و کشور های شمالی ما هستند که می خواهند این مسئله را به ایران وارد کنند. این عضو گرفتار در توهم ( تا اندازه ای پارانویا ) هنوز در سال های دور زندگی می کند و از رخداد های دنیا و گاهی پیرامون خود بی خبر است. افراد دیگری مانند محمد علی موحد از این گروه، به دولت هشدار می دهد که از مداخله مستقیم در آموزش زبان های محلی و بومی خوداری کند، و سلیم نیساری، پا را فراتر گذاشته می گوید: تحصیل با زبان اقوام بسیار خطرناک است، ما در ایران فردوسی داشتیم که پایه محکمی برای زبان فارسی ایجاد کرده، امروز ما در کنار دین اسلام به داشتن چنین زبانی مفتخریم.
این گروه به اصطلاح عضو فرهنگستان زبان فارسی فرصت خواندن گزارش های افراد نزدیک به خود را هم ندارند تا بفهمند که در جامعه ماتم زده میهن از نظر اقتصادی و فرهنگی چه می گذرد. میلیون ها دانش آموز گریزان از مدرسه ترک تحصیل می کنند، این گروه بجای تحقیق و بررسی این موضوع متوسل به نسخه های کهنه و قدیمی می شوند تا به قول خود، تمامیت ارضی را حفظ کنند و زبان فارسی را پاس دارند! در این راستا گفتگوی محمد دیمه ور معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با خبرگزاری مهر، آموزنده، نگران کننده و تامل برانگیز است، ایشان می گوید: 47 هزار دانش آموز کلاس اولی در سال تحصیلی 91 ، 92 مردود شده و از رفتن به کلاس بالاتر بازماندند، یکی از دلایل آن دوزبانه بودن این کودکان در مناطق مختلف کشور است و ادامه می دهد: 110 ساعت کلاس آموزش زبان فارسی برای این کودکان کافی نیست.
کودکان مناطق مختلف بویژه کودکان ترک زبان آذربایجان در آموزش گرفتار مشکل بزرگی هستند، با زبانی آموزش را آغاز می کنند که با آن بیگانه اند، نسبت به آن احساس بیگانگی، غیر خودی و گاهی تردید دارند، در بیان احساس و آموخته های خود و پیرامون خود دچار مشکل می شوند. احساس همدلی و هم زبانی با آموزگار و محیط خود ندارند، در نتیجه نسبت به آموزش، محیط مدرسه و آموزگار همراه با ترس، دلهره بی تفاوت و گاهی خشم می ورزند. برای برون رفت کارشناسان امور تربیتی، آموزشی و فرهنگی اصرار دارند که کودکان به زبان مادری خود در سال های نخست تحصیل کنند. زبان مادری امروزه قبل از هر چیز هویت شخص است که در شکل گیری و رشد فکر و اندیشه به شخص یاری می رساند. بنابرین با توجه به پژوهش های امروزی که از سوی کارشناسان در ابعاد و حوزه های مختلف فرهنگی و اجتماعی مطرح می شود، زبان تنها ابزار ارتباطی بین انسان ها نیست، بلکه نقش مهمی در شکل گیری فکر و  اندیشه و شخصیت افراد دارد، از آن گذشته یکی از مولفه های مهم دمکراسی حق انتخاب و شیوه زندگی است، بنابرین همه واحد های ملی در گستره ایران حق انتخاب و کار برد زبان خود را در همه امور تحصیلی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دارند.....
محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.se

No comments:

Post a Comment